هاست ارزان - خرید هاست دایرکت ادمین

آیا اعمال امت بر پیامبر و امامان (علیهم السلام) عرضه می‌شود؟ (جدید)

آیا اعمال امت بر پیامبر و امامان (علیهم السلام) عرضه می‌شود؟ (جدید)

توضیح سؤال:

عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر(ص) و امامان (ع) چگونه است؟

آیا فقط مربوط به زمان حیات آنان است یا بعد از حیاتشان نیز ادامه دارد؟

بقیه در ادامه مطلب....

پاسخ اجمالی:

طبق آیه قرآن کریم، خداوند متعال، رسول خدا (صلی الله علیه و‌آله) و مؤمنان از اعمال و کردار بندگان، آگاه هستند:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (توبه/105)

بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بینند! و بزودى، بسوى داناى نهان و آشکار، بازگردانده مى‏شوید و شما را به آنچه عمل مى‏کردید، خبر مى‏دهد!»

روایاتی که در منابع شیعه از رسول خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) وارد شده، مصداق «مؤمنان» را ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌دانند. در نتیجه آن بزرگوارن نیز بر اعمال بندگان آگاه هستند.

در روایات صحیح اهل سنت، تصریح شده است که حتی اعمال زنده ها بر اموات نزدیک انسان نیز عرضه می‌شود و علمای اهل سنت این مطلب را تأیید کرده و می‌گویند که خداوند متعال آنها را از اعمال بندگان آگاه می‌سازد.

اما در باره چگونگی عرضه اعمال تعبیر روایات شیعه مختلف است؛ طبق برخی اخبار، هر روز، طبق دسته دیگر هر پنج شنبه و برخی اخبار هر ماه را زمان عرضه اعمال بیان کرده اند.

پاسخ تفصیلی

عرض اعمال منحصر به زمان حیات پیامبر و ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیست؛ بلکه بعد از وفات هم بر ایشان عرضه می‌شود؛ زیرا بعد از حیات دنیوی نیز آنها زنده هستند.

ادله حیات پس از مرگ، موضوع جدایی است که در مقاله دیگری به صورت مفصل به آن پرداخته ایم، لطفا برای اطلاع از این موضوع به این آدرس مراجعه فرمایید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=180

عرضه اعمال در روایات شیعه

عرضه اعمال به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، از مباحث مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است و طبق روایات شیعه، اعمال بندگان بر ائمه معصومین (علیهم السلام نیز عرضه می‌شود؛ اما در روایات اهل سنت بحث عرضه اعمال بر اهل قبور و اموات نزدیک بازماندگان نیز مطرح شده است.

 در این نوشتار به صورت اختصار این بحث را ابتدا از دیدگاه روایات شیعه بررسی می‌نماییم.

در اصول کافی باب (عرض الأعمال على النبی صلى الله علیه وآله وسلم والأئمة علیهم السلام) حدود شش روایت در این زمینه آمده که برخی از روایات آن معتبر هستند. و در منابع روایی دیگر نیز نظیر این روایات نقل شده که در مجموع به حد تواتر می‌رسند. این روایات به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول: عرضه اعمال به رسول خدا (ص)

تعدادی از روایات معتبر بیانگر این نکته هستند که اعمال بندگان الهی به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود:

روایت اول: (سند صحیح)

امام باقر (علیه السلام) در روایت صحیح در پاسخ سؤال از عرضه شدن اعمال به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: این مطلب قطعی است و تردیدی در آن وجود ندارد:

10- حَدَّثَنَا السِّنْدِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَعْمَالِ هَلْ یُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ مَا فِیهِ شَکٌّ قِیلَ لَهُ أَ رَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ فَقَالَ لِلَّهِ شُهَدَاءُ فِی أَرْضِهِ.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 450

محمد بن مسلم می‌گوید: از امام باقر علیه السلام سؤال کردم آیا به رسول خدا صلی الله علیه و‌آله اعمال عرضه می‌شود؟ فرمود: در این مطلب شکی نیست. برای ایشان گفته شد نظر شما در باره آیه : «اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون» چیست؟ فرمود: خداوند در روی زمین شاهدانی دارد.

بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند، صحیح است، برای اثبات این مطلب لازم است تک تک راویان حدیث مورد بررسی قرار گیرد:

1. السندی بن محمد:

اسم این راوی «ابان» است و از نظر علمای رجال شیعه مورد اعتماد و موثق می‌باشد. نجاشی درباره او می‌نویسد:

سندی بن محمد واسمه أبان ، یکنى أبا بشر صلیب من جهینة ، ویقال من بجیلة ، وهو الأشهر. وهو ابن أخت صفوان بن یحیى . کان ثقة ، وجها فی أصحابنا الکوفیین.

رجال النجاشی - النجاشی - ص 187

سندی بن محمد اسمش ابان و کنیه اش ابو بشرصلیب از قبیله جهینه و گفته می‌شود از بجیله است و این قول مشهور تر است. وی پسر خواهر صفوان بن یحیی است . او شخص موثق و بزرگ اصحاب ما در میان کوفیان بود.

آقای نمازی شاهرودی نیز می‌نویسد:

أبان بن محمد البجلی الکوفی المعروف بالسندی البزاز ابن أخت صفوان بن یحیى : ثقة وجه بالاتفاق ، ...

مستدرکات علم رجال الحدیث - الشیخ علی النمازی الشاهرودی - ج 1 ص 92

ابان بن محمد بجلی کوفی معروف به سندی بزاز، پسر خواهر صفوان بن یحیی به اتفاق علماء موثق و بزرگ ما است.

2. العلاء بن رزین:

ایشان نیز از نظر علمای رجال موثق است. نجاشی او را این‌گونه معرفی کرده می‌کند:

العلاء بن رزین القلاء ثقفی ، مولى ، قاله ابن فضال . .... روى عن أبی عبد الله علیه السلام ، وصحب محمد بن مسلم و فقه علیه وکان ثقة وجها.

رجال النجاشی - النجاشی - ص 298

علاء بن رزین قلاء اهل ثقیف و غلام بود،‌ این مطلب را ابن فضال گفته است... وی از امام صادق علیه السلام روایت کرده و با محمد بن مسلم مصاحب بود و از نزد وی فقه ‌آموخت. او فرد موثق و بزرگ و دارای اعتبار بود.

3. محمد بن مسلم:

محمد بن مسلم نیز از شاگردان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) و موثق است. نجاشی او را این‌گونه معرفی کرده است:

محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقیف الأعور ، وجه أصحابنا بالکوفة ، فقیه ، ورفع صحب أبا جعفر وأبا عبد الله علیهما السلام ، وروى عنهما وکان من أوثق الناس .

رجال النجاشی - النجاشی - ص 324

محمد بن مسلم بن رباح، کنیه اش ابو جعفر اوقص طحان و غلام ثقیف اعور بود. او بزرگ اصحاب امامیه در کوفه و فقیه بود. و به مصاحبت امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) دست یافت و از آنها روایت نقل کرده است. وی از موثق ترین مردم بود.

شیخ طوسی نیز همانند نجاشی ایشان را معرفی کرده و تصریح می‌کند که علاء بن رزین بیشترین روایت را از وی دارد:

محمد بن مسلم بن رباح الثقفی ، أبو جعفر الطحان الأعور .. واروى الناس عنه العلا بن رزین القلا.

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 294

نقل این روایت با سند دیگر:

مرحوم صفار در کتاب «بصائر الدرجات» این روایت را از طریق محمد بن مسلم و زراره با سند دیگر نیز نقل کرده است:

( 6 ) حدثنا أبو طالب عن حماد بن عیسى عن حریز عن محمد بن مسلم وزرارة قال سئلنا أبا عبد الله عن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله علیه وآله قال ما فیه شک ثم تلا هذه الآیة قل اعملوا فسیرى الله عملکم ورسوله والمؤمنون قال إن لله شهداء فی ارضه .

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 450

در این روایت امام صادق (علیه السلام) عرضه اعمال را به رسول خد (صلی الله علیه وآله)‌ قطعی دانسته و در پایان تصریح کرده است که «برای خداوند شاهدانی در روی زمین است» که این قسمت از روایت، تفسیر کلمه «المؤمنون» خواهد بود.

روایت دوم: (با سند صحیح)

به نقل کلینی در روایت صحیح امام هشتم (علیه السلام) فرمودند که تمام اعمال (خوب و بد) بندگان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود:

[6] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْأَعْمَالَ تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَبْرَارَهَا وَ فُجَّارَهَا.

الکافی - الشیخ الکلینی، ج 1 ، ص 220

امام رضا علیه السلام می‌فرماید. همانا کردار نیک و بد بندگان بر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله عرضه مى‏شود.

این روایت از نظر سند صحیح است و علامه محمد تقی مجلسی در کتاب «روضة المتقین» به تصحیح روایت تصریح دارد:

و فی الصحیح. عن الوشاء قال: سمعت الرضا علیه السلام یقول: إن الأعمال تعرض على رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم أبرارها و فجارها.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ج‏13 ؛ ص93

در روایت صحیح از وشاء آمده است که می‌گوید از امام هشتم علیه السلام شنیدم: اعمال خوب و بد بندگان به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرضه می‌شود.

محمد باقر مجلسی نیز در کتاب «مرآة العقول» می‌نویسد:

الحدیث السادس‏: صحیح.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول،ج‏3 ؛ ص6

روایت سوم: (موثقه سماعه)

امام صادق (علیه السلام) در روایت موثق دیگر نیز به عرضه شدن اعمال به رسول خدا صلی الله علیه وآله تصریح کرده اند:

[3] عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَا لَکُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ کَیْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَمَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَیْهِ فَإِذَا رَأَى فِیهَا مَعْصِیَةً سَاءَهُ ذَلِکَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.

الکافی - الشیخ الکلینی، ج 1، ص 219

سماعه می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: شما را چه مى‏شود که پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله را ناراحت و اندوهگین می‌کنید؟ مردى گفت: چگونه ایشان را ناراحت می‌کنیم؟! حضرت صادق علیه السلام فرمودند: مگر نمی‌دانید که اعمال شما بر آن حضرت عرضه مى‏شود و چون گناهى در آن ببینند، اندوهگین می شوند؟ بنابراین پیامبر صلی الله علیه و آله را ناراحت نکنید و ایشان را (با عبادات و طاعات خویش) مسرور سازید.

سند این روایت نیز معتبر است؛ چنانچه علامه محمد تقی مجلسی در باره آن  می‌نویسد:

و فی الموثق کالصحیح. عن سماعة، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سمعته یقول ما لکم تسوءون رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم؟ فقال له رجل کیف نسوءه؟ فقال: أ ما تعلمون أن أعمالکم تعرض علیه فإذا رأى فیها معصیة ساءه ذلک فلا تسوءوا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم و سروه.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) ؛ ج‏13 ؛ ص93

در روایت موثق که همانند روایت صحیح است، سماعه از امام صادق علیه السلام شنیده است که فرمود: شما را چه شده است که رسول خدا را ناراحت می‌کنید؟ ...

علامه محمد باقر مجلسی نیز این روایت را موثق دانسته است:

الحدیث الثالث‏: حسن موثق.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول،ج‏3 ؛ ص5

روایت چهارم:

امام صادق (علیه السلام) در روایت دیگری که مؤید روایات گذشته است، فرموده اند که اعمال بندگان هر صبح بر آن حضرت عرضه می‌شود:

 [1] مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ (التوبة -: 105 -) وَ سَکَتَ.

الکافی - الشیخ الکلینی - ج 1، ص 219

امام صادق (ع) فرمود: همه اعمال (خوب و بد) بندگان  در هر صبح بر رسول خدا (ص) عرضه می‌شود، پس مراقب اعمال تان باشید و معناى گفتار خداوند تعالى همین است، همانجا که می‌فرماید: اعمال تان را انجام دهید که محققاً خدا و رسولش کردار شما را مى‏بیند. امام تا این جا آیه را تلاوت نمودند و ساکت شدند.

نتیجه:

طبق این روایات صحیح و معتبر، اعمال بندگان به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می‌شود و در این مطلب جای شک و تردیدی نیست.

دسته دوم: عرضه اعمال بر ائمه طاهرین (علیهم السلام)

دسته دیگری از روایات بیان می‌کنند که اعمال بندگان خداوند بر ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیز عرضه می‌شود و آنها نیز پرونده اعمال را می‌بینند.

روایت اول: (‌با سند صحیح)

مضمون ‌آیه «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» این است که خداوند، رسول خدا و مؤمنان اعمال بندگان الهی را می‌بینند. به عبارت دیگر: پرونده اعمال انسانها به محضر خداوند، رسول خدا و مؤمنان عرضه می‌شود.

در این که مصداق «مؤمنون»‌ در این ‌آیه چه کسانی هستند، روایات فراوان آن را به ائمه طاهرین (علیهم السلام)‌ تفسیر و تأویل می‌کنند.

در روایت صحیح از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که ایشان کلمه «المؤمنون»‌ را به ائمه طاهرین (علیهم السلام) تفسیر کرده اند و نشان می‌دهند که آنها نیز پرونده اعمال بندگان را می‌بییند. این روایت را محمد بن حسن صفار در کتاب ارزشمند خود با این سند نقل کرده است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ‏ هُمُ‏ الْأَئِمَّةُ.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 448،‌ حدیث 11

یعقوب بن شعیب میثمی می‌گوید: از محضر امام صادق (علیه السلام) در باره آیه «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (علیهم السلام)‌ هستند.

در اصول کافی نیز این روایت آمده و عبارت «عدة‌ من اصحابنا» در اول همین سند اضافه شده است:

الکافی - الشیخ الکلینی - ج 1 ص 219

مرحوم صفار در جای دیگر کتابش روایت فوق را با اندک تغییر در سند اینگونه آورده است:

بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند صحیح است و برای اثبات این مطلب راویان سند را بررسی می‌نماییم:

1. أحمد بن محمد بن عیسی الاشعری:

ایشان از بزرگان شیعه و مورد اعتماد و موثق هستند. نجاشی درباره او می‌نویسد:

أحمد بن محمد بن عیسى ... الأشعری. .... یکنى أبا جعفر، وأبو جعفر رحمه الله شیخ القمیین، ووجههم، وفقیههم،

رجال النجاشی - النجاشی - ص 82.

احمد بن محمد بن عیسی اشعری، کنیه اش ابو جعفر است. و ابوجعفر رحمة‌ الله علیه بزرگ قمییان و داری جایگاه بلند در میان آنها و فقیه آنان است.

2. حسین بن سعید اهوازی:

ایشان نیز از نظر علمای رجال شیعه ثقه هستند. شیخ طوسی می‌نویسد:

الحسین بن سعید بن حماد بن سعید بن مهران الأهوازی، .. ثقة.

الفهرست - الشیخ الطوسی - ص 112

شیخ طوسی در کتاب دیگرش نیز به ثقه بودنش تصریح کرده است:

الحسین بن سعید بن حماد ، ... الأهوازی ، ثقة .

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 355

3. نضر بن سوید الصیرفی:

شیخ طوسی بر ثقه بودن این راوی نیز تصریح می‌کند:

النضر بن سوید ، له کتاب ، وهو ثقة .

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 345

4. یحیی بن عمران الحلبی :

نجاشی ایشان را دو بار توثیق کرده و می‌نویسد:

یحیى بن عمران بن علی بن أبی شعبة الحلبی روى عن أبی عبد الله وأبی الحسن علیهما السلام ، ثقة ثقة ، صحیح الحدیث .

رجال النجاشی - النجاشی - ص 444

یحیی بن عمران ... مورد اعتما و مورد اعتماد و دارای روایت صحیح است.

5. عبد الحمید بن عواض الطائی:

شیخ طوسی در باره ایشان می‌نویسد:

عبد الحمید بن عواض الطائی ، ثقة ، من أصحاب أبی جعفر وأبی عبد الله علیه السلام .

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 339

عبد الحمید بن عواض طائی موثق و از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام است.

6. یعقوب بن شعیب المیثمی:

ایشان از نوادگان میثم تمار (از اصحاب با وفای امیرمؤمنان علیه السلام) و مورد اعتماد علمای شیعه است. نجاشی در باره او می‌نویسد:

یعقوب بن شعیب بن میثم بن یحیى التمار مولى بنی أسد ، أبو محمد ، ثقة.

رجال النجاشی - النجاشی - ص 450

یعقوب بن شعیب بن میثم بن یحیی ... کنیه اش ابو محمد، موثق است.

با توجه به این که همه راویان این سند ثقه هستند، روایت از نظر اصطلاح علوم حدیث، «صحیح» می‌باشد.

علامه محمد تقی مجلسی در کتاب (روضة المتقین) در شرح این قسمت «وَ إِنْ کَانَ الْعَرْضُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقّاً فَالْمَکْرُ لِمَاذَا» بعد از نقل روایت 5836، بر صحیح بودن سند این روایت اصول کافی را (که سندش را ذکر کردیم) تصریح کرده است:

فیمکن أن یکون المراد بعرضها علیه تعالى عرضها على أنبیائه و أوصیائه فی الدنیا و الآخرة. کما رواه الکلینی فی الصحیح، عن یعقوب بن شعیب قال: سألت أبا عبد الله عن قول الله عز و جل‏ (اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) قال: هم الأئمة علیهم السلام‏.

مجلسى، محمد تقى بن مقصود على، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ،ج‏13 ؛ ص92

ممکن است مراد از عرضه اعمال بر خداوند، عرضه بر انبیاء و اوصیاء آنها در دنیا و آخرت باشد؛ چنانچه این مطلب را مرحوم کلینی در روایت صحیح از یعقوب بن شعیب نقل کرده که وی از امام صادق علیه السلام در باره این آیه سؤال کرد و حضرت فرمود: آنها (مؤمنون) ائمه علیهم السلام هستند.

روایت دوم: (سند صحیح)

در روایت صحیح دیگر امام کاظم (علیه السلام) نیز تصریح می‌کند که منظور از «مؤمنون» در این آیه ائمه اهل البیت (علیهم السلام) هستند:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ نَحْنُ‏ هُمْ‏.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار، ص 447، حدیث 6.

حسین بن بشار از قول امام کاظم علیه السلام در باره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمودند: مراد از «مؤمنون» آنها (ائمه اهل بیت)‌ هستند.

بررسی سند روایت:

این روایت از نظر سند صحیح است و برخی از راویان آن در روایت قبل بررسی شد:

1. احمد بن محمد بن عیسی:

در روایت قبل بررسی و وثاقت او ثابت شد.

رجال النجاشی – النجاشی، ص 82.

2. حسین بن سعید اهوازی:

در روایت قبل بررسی و وثاقت شان ثابت شد.

الفهرست - الشیخ الطوسی، ص 112

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی، ص 355

3. حسین بن بشار:

این روای نیز از نظر علمای علم رجال شیعه، موثق است. شیخ طوسی درباره ایشان می‌نویسد:

 الحسین بن بشار ، مدائنی ، مولی زیاد ، ثقة صحیح ، روى عن أبی الحسن موسى علیه السلام.

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 355

حسن بن بشار اهل مدائن و غلام زیاد است. وی شخص مورد اعتماد و روایتش صحیح است. او از محضر ابو الحسن امام کاظم علیه السلام روایت نقل کرده است.

در نتیجه سند این روایت صحیح است.

مرحوم صفار این روایت را از امام کاظم (علیه السلام) با طریق دیگر نیز نقل کرده است:

5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‏ فِی هَذِهِ الْآیَةِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ نَحْنُ هُمْ.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447

محمد بن فضیل از قول امام کاظم علیه السلام در باره آیه «قل اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» فرمودند: مراد از «مؤمنون» ما هستیم.

روایت سوم (سند معتبر)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْمِیثَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447، حدیث 3.

میثمی می‌گوید: از محضر امام صادق (علیه السلام) در باره آیه « فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: آنها ائمه (علیهم السلام)‌ هستند.

روایت چهارم: (سند صحیح)

در روایت صحیح دیگر امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده است که مراد از «مؤمنون»‌ در این آیه ، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) هستند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ یَعْقُوبُ بْنُ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ إِیَّانَا عَنَى.

برید عجلی می‌گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم از ایشان در باره آیه «اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» سؤال کردم، حضرت فرمودند: مقصود ما هستیم .

بررسی سند روایت:

طبق بررسی که انجام شد، سند این روایت نیز صحیح است:

1. محمد بن الحسین:

ایشان از بزرگان امامیه و شخص مورد اطمینان است. نجاشی ایشان را این‌گونه  معرفی کرده است:

محمد بن الحسین بن أبی الخطاب أبو جعفر الزیات الهمدانی - واسم أبی الخطاب زید - جلیل من أصحابنا، عظیم القدر، کثیر الروایة، ثقة، عین، حسن التصانیف، مسکون إلى روایته.

رجال النجاشی - النجاشی - ص 334

محمد بن الحسین بن ابی الخطاب، کنیه اش ابو جعفر زیات از اهل همدان (اسم ابی الخطاب زید است) بزرگ امامیه، بزرگ مرتبه، دارای روایات فراوان و موثق، و چشم و چراغ و دارای تصنیفات نیکو و روایتش مورد اعتماد است.

شیخ طوسی نیز ایشان را توثیق کرده و تصریح می‌کند که ایشان کتابهای «اللؤلؤة و النوادر» دارد که ابن ابی جید از ابن ولید از صفار از این کتابها خبر داده است:

محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، کوفی، ثقة. له کتاب اللؤلؤة، وکتاب النوادر، أخبرنا بهما ابن أبی جید، عن ابن الولید، عن الصفار، عنه.

الفهرست - الشیخ الطوسی - ص 215

2. یعقوب بن یزید:

این راوی نیز از نظر علمای رجال شناس شیعه موثق است. نجاشی می‌نویسد:

یعقوب بن یزید بن حماد الأنباری السلمی ، أبو یوسف .. وکان ثقة صدوقا .

رجال النجاشی – النجاشی، ص 450

یعقوب بن یزید بن حماد انباری... موثق و راستگو بود.

شیخ طوسی می‌نویسد:

یعقوب بن یزید الکاتب ب الأنباری ، کثیر الروایة ، ثقة .

الفهرست - الشیخ الطوسی، ص 264

یعقوب بن یزید کاب الانباری دارای روایات فراوان و ثقه است.

3. محمد بن أبی عمیر

محمد بن أبی عمیر زیاد بن عیسى أبو أحمد الأزدی ... جلیل القدر عظیم المنزلة فینا وعند المخالفین .

رجال النجاشی - النجاشی - ص 326

محمد بن ابی عمیر زیاد بن عیسی کنیه اش ابو احمد ازدی است. وی در نزد امامیه و اهل سنت یک شخصیت بزرگ مرتبه بود.

شیخ طوسی می‌گوید:

محمد بن أبی عمیر ، یکنى أبا احمد ، من موالی الأزد ، واسم أبی عمیر زیاد ، وکان من أوثق الناس عند الخاصة والعامة ، وأنسکهم نسکا ، وأورعهم وأعبدهم ...

الفهرست - الشیخ الطوسی - ص 218

محمد بن ابی عمیر.... او در نزد شیعه و اهل سنت موثق ترین، زاهد ترین، پرهیزگارترین و عابد ترین مردم بود.

4. عمر بن اذینة:

ایشان نیز از روایان موثق در نزد علمای رجال شیعه است. شیخ طوسی می‌فرماید:

عمر بن أذینة ، ثقة .

الفهرست - الشیخ الطوسی، ص 184

عمر بن اذینه ثقه و مورد اعتماد است.

و در کتاب دیگرش نیز می‌فرماید:

عمر بن أذینة ، ثقة ، له کتاب .

رجال الطوسی - الشیخ الطوسی - ص 339

عمر بن اذینه ثقه و مورد اعتماد است و برای او کتابی است.

آقای نمازی شاهردوی مشخصات کامل ایشان را این‌گونه بیان کرده است:

10950 - عمر بن أذینة : شیخ جلیل ثقة بالاتفاق . وهو من أصحاب الصادق والکاظم صلوات الله علیهما . واسمه عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن أذینة ، کما عنونه النجاشی والعلامة و صرح به المجلسی . وقیل : اسمه محمد بن عمر بن أذینة غلب علیه اسم أبیه .

مستدرکات علم رجال الحدیث - الشیخ علی النمازی الشاهرودی - ج 6 ص 77

عمر بن اذینه بزرگ عالی مقام و به اتفاق علماء موثق است. ایشان از اصحاب  امام صادق و امام کاظم علیهما السلام است. اسم وی عمر بن محمد بن عبد الرحمن بن اذینه است؛ همانگونه که نجاشی و علامه عنوان کرده و علامه مجلسی به این مطلب تصریح کرده است. برخی گفته: اسمش محمد بن عمر بن اذینه است که اسم پدرش بر وی غلبه پیدا کرده است.

5. برید بن معاویة:

ایشان نیز از بزرگان امامیه و موثق و مورد اعتماد است. نجاشی می‌نویسد:

برید بن معاویة أبو القاسم العجلی ، عربی ، روى عن أبی عبد الله وأبی جعفر علیهما السلام ، و مات فی حیاة أبی عبد الله [ علیه السلام ] ، وجه من وجوه أصحابنا ، وفقیه أیضا ، له محل عند الأئمة.

رجال النجاشی - النجاشی - ص 112

برید بن معاویه، کنیه اش ابو القاسم عجلی، از نژاد عرب است . ایشان از امام صادق، امام باقر علیهما السلام روایت نقل کرده و در زمان حیات امام صادق علیه السلام از دنیا رفت. او بزرگی از بزرگان امامیه، و از فقهای ما بود و در نزد ائمه جایگاه بلندی داشت.

نتیجه: این روایت نیز از نظر سند صحیح است.

از مجموع این چهار روایت معتبر و روایات دیگر که مؤید آنهاست، ثابت می‌شود که علاوه بر خداوند و رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، ائمه (علیهم السلام) که مصداق «مؤمنون» هستند، نیز شاهد اعمال انسانها هستند و کردار بندگان بر آنها عرضه می‌شود.

روایت پنجم: عرض اعمال توسط فرشته به محضر امام (سند صحیح)

امام هشتم (علیه السلام) در روایت صحیح دیگر فرمود: فرشته مأمور الهی اعمال انسانهای هر شهر را نزد امام (علیه السلام) عرضه می‌کند:

7 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ قَالَ کُنْتُ أَنَا وَ ابْنُ فَضَّالٍ جُلُوساً إِذْ أَقْبَلَ یُونُسُ فَقَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ أَکْثَرَ النَّاسُ فِی الْعَمُودِ قَالَ فَقَالَ لِی یَا یُونُسُ مَا تَرَاهُ أَ تَرَاهُ عَمُوداً مِنْ حَدِیدٍ یُرْفَعُ لِصَاحِبِکَ قَالَ قُلْتُ مَا أَدْرِی قَالَ لَکِنَّهُ مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِکُلِّ بَلْدَةٍ یَرْفَعُ اللَّهُ بِهِ أَعْمَالَ تِلْکَ الْبَلْدَةِ قَالَ فَقَامَ ابْنُ فَضَّالٍ فَقَبَّلَ رَأْسَهُ وَ قَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَا تَزَالُ تَجِی‏ءُ بِالْحَدِیثِ الْحَقِّ الَّذِی یُفَرِّجُ اللَّهُ بِهِ عَنَّا.

الکافی، ج‏1، ص 388

محمد بن عیسى بن عبید می‌گوید: من و ابن فضال نشسته بودیم که یونس بن عبد الرحمان وارد شد و گفت: به محضر امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم و عرض‌کردم: فدایت شوم مردم در باره عمود بسیار سخن می‌‌گویند، امام علیه السلام فرمودند: اى یونس! نظر تو چیست ؟ آیا در نظر تو ، عمودى از آهن است که براى امام برافراشته مى‏شود؟ عرض‌کردم: نمی‌دانم، حضرت فرمودند: او فرشته‏ایست که در هر شهری گماشته شده و خدا به وسیله او اعمال مردم آن شهر را به امام می رساند. محمد بن عیسی بن عبید می گوید:  ابن فضال برخواست و سر او را بوسید و گفت: اى ابا محمد! خدا شما را رحمت کند همواره براى ما سخن درست و حق نقل می کنی که به واسطه آن خدا مشکل ما را بر طرف می‌کند.

این روایت نیز از نظر سند صحیح است و دو تن از علمای بزرگ شیعه آن را تصحیح کرده اند. علامه محمد تقی مجلسی در کتاب «روضه المتقین» درباره این روایت می‌نویسد:

و فی الصحیح، عن محمد بن عیسى بن عبید قال: کنت أنا و ابن فضال جلوس، إذا قبل یونس فقال: دخلت على أبی الحسن الرضا علیه السلام فقلت له: جعلت فداک قد أکثر الناس فی العمود قال: فقال لی: یا یونس ما تراه؟ ....

و در پایان روایت می‌گوید: مراد از «عمود» روح القدس است که همراه آنهاست:

و یمکن أن یکون المراد به الروح القدس التی تکون معهم و ورد أنه أعظم من جبرئیل و هو تقدس أرواحهم القدسیة.

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه ، ج‏13 ؛ ص239

ممکن است مقصود از «عمود» روح القدس باشد که همراه ائمه است و در روایت آمده که او بزرگتر از جبرئیل است. و روح القدس ارواح مقدس اهل بیت علیهم السلام را تقدیس می‌کند و منزه می شمرد (امدادهای الهی را به آنها می رساند).

علامه محمد باقر مجلسی نیز این روایت را تصحیح کرده است:

الحدیث السابع‏: صحیح، و ابن فضال هو الحسن بن علی، و یونس هو ابن عبد الرحمن.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏4 ؛ ص268

روایت هفتم صحیح است. ابن فضال همان حسن بن علی و یونس همان ابن عبد الرحمان هستند.

روایت ششم: (با سند صحیح)

در روایت معتبر دیگر امام صادق (علیه السلام) به معلی بن خنیس فرمود:‌ که هر پنجشنبه اعمال بندگان به رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه طاهرین عرضه می‌شود:

 (2) حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ أُدَیْمِ بْنِ الْحُرِّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏ قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَ‏ خَمِیسٍ.

بصائر الدرجات - محمد بن الحسن الصفار - ص 447

امام صادق علیه السلام در باره آیه «اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون» فرمود: منظور از مؤمنون رسول خدا صلی الله علیه وآله و ائمه هستند که اعمال بندگان هر روز پنجشنبه بر آنها عرضه می‌شود.

بررسی سند روایت:

برخی از افراد رجال این سند در روایت اول این دسته مورد بررسی قرار گرفت و دوباره سخنان علمای رجال را در باره ‌آنها تکرار نمی‌کنیم:

1. احمد بن عیسی اشعری:

وثاقت او از زبان علمای رجال شیعه ثابت شد.

2. حسین بن سعید اهوازی:

وثاقت وی نیز ثابت شد.

3. نضر بن سوید:

وثاقت وی نیز ثابت شد.

4. یحیی بن الحلبی (یحیی بن عمران الحلبی):

وثاقت وی نیز ثابت شد.

5. أدیم بن الحر:

نجاشی از بزرگ رجالیون شیعه در باره او می‌نویسد:

أدیم بن الحر الجعفی مولاهم ، کوفی ، ثقة ، له أصل .

رجال النجاشی - النجاشی - ص 106

ادیم بن حر جعفی، از اهل کوفه و ثقه است و او دارای اصل است.

آقای نمازی شاهرودی می‌نویسد:

1930 - أدیم بن الحر الجعفی أو الخثعمی الحذاء : من أصحاب الصادق ( علیه السلام ) ثقة بالاتفاق .

مستدرکات علم رجال الحدیث - الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج 1، ص 534

ادیم بن حر جعفی یا خثعمی، از اصحاب امام صادق علیه السلام به اتفاق علماء ثقه است.

6. معلی بن خنیس:

معلی بن خنیس از شیعیان و ارادتمندان خاص امام صادق (علیه السلام) و از وکلاء آن حضرت بوده که به دست داود بن علی (عموی منصور دوانقی) کشته شد و طبق اخباری که در مدح ایشان وارد شده، حضرت از این جریان ناراحت شد و بر داود بن علی اعتراض کرد و در نهایت او را نفرین نمود که در اثر دعای امام از دنیا رفت.

اما نجاشی ضمن معرفی، ایشان را تضعیف کرده است:

معلى بن خنیس أبو عبد الله مولى الصادق جعفر بن محمد علیه السلام ومن قبله کان مولى بنی أسد ، کوفی ، بزاز ، ضعیف جدا ، لا یعول علیه.

رجال النجاشی - النجاشی (وفات 450) ، ص 417

معلی بن خنیس کنیه اش ابو عبد الله، از شیعیان جعفر بن محمد علیه السلام است و قبل از آن غلامی از بنی اسد بود. از اهل کوفه،‌ بزار جدا ضعیف است و بر او اعتماد نمی‌شود.

ابن غضائری نیز او را تضعیف کرده و سبب تضعیفش نیز در سخنان او روشن است:

معلى بن خنیس، مولى أبی عبد الله (علیه السلام). کان أول أمره مغیریا، ثم دعا إلى محمد بن عبد الله بن الحسن، وفی هذه الظنة أخذه داوود بن علی فقتله. والغلاة یضیفون إلیه کثیرا. ولا أرى الاعتماد على شیء من حدیثه.

رجال ابن الغضائری - أحمد بن الحسین الغضائری الواسطی البغدادی - ص 87 وفات : ق 5

معلی بن خنیس، از شیعیان امام صادق علیه السلام بود . او در ابتدا از فرقه «مغیریة» (که ادعای الوهیت امام باقر علیه السلام را داشتند)،‌ بود. سپس به سوی محمد بن عبد الله بن حسن مردم را دعوت کرده است. بنابراین گمان او را داود بن علی (عموی منصور داونقی) کشت. و غالیان نیز بیشتر با او رفت و ‌آمد داشت. از این جهت اعتماد به روایت او نیست.

تا این جا روشن شد که دوتن از رجالیون شیعه ایشان را تضعیف کرده اند؛ اما حقیقت این است که تضعیف نجاشی و ابن غضائری در باره او پایه و اساسی ندارد و علمای دیگر رجال ایشان را توثیق، و مدح کرده و تضعیف سخنان آنها را پاسخ داده اند.

از این جهت لازم است در دو قسمت سرنوشت معلی بن خنیس روشن شود:

الف: دیدگاه بزرگان شیعه در توثیق و مدح معلی بن خنیس:

بسیاری از علمای رجال و بزرگان شیعه معلی بن خنیس را توثیق و مدح کرده اند که به صورت فهرست به سخنان برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. شیخ طوسی:

ایشان که معاصر نجاشی و ابن غضائری است، در کتاب «الغیبة» در قسمت «ممدوحین وکلاء ائمه علیهم السلام» نام معلی بن خنیس را ذکر کرده و در باره وی می‌گوید:

فمن الممدوحین حمران بن ...

 ومنهم المعلى بن خنیس ، وکان من قوام أبی عبد الله (علیه السلام)، وإنما قتله داود بن علی بسببه ، وکان محمودا عنده ومضى على منهاجه وأمره مشهور.

الغیبة - الشیخ الطوسی - ص 347

از جمله ممدوحین،‌ معلی بن خنیس است که از وکلاء امام صادق (علیه السلام) بود. به همین سبب او را داود بن علی کشت. و او از نظر امام صادق یک انسان شایسته بود و بر طریق آن حضرت گذشت و حال او مشهور است.

 علامه حلی تصریح می‌کند که این سخن شیخ طوسی، توصیف وی به عدال است:

وهذا یقتضی وصفه بالعدالة.

خلاصة الأقوال - العلامة الحلی - ص 409

این سخن شیخ طوسی توصیف کردن معلی را به عدالت است.

2. شیخ حر عاملی:

ایشان نیز بعد از نقل سخن شیخ طوسی می‌گوید:

والظاهر: أن وجه الذم ما مر فی: (زرارة) فإن الأحادیث کثیرة فی المدح.

وسائل الشیعة (آل البیت) - الحر العاملی، ج 30، ص 495

ظاهر این است که دلیل مذمت او همان دلیل مذمت زاره است که گذشت، چرا که روایات در مدح او فراون است.

3. نظر نوری:

مرحوم نوری نیز بعد از نقل روایات مدح درباره ایشان نتیجه می‌گیرد که وی از نظر ایمان قوی و ولایت اهل بیت را داشت و با این روایات می‌توان به وثاقت و جلالت ایشان استدلال کرد:

وتحصل من جمیعها - وفیه الصحاح وغیرها المؤید بها - انه من أولیاء الله ، وانه من أهل الجنة ودخلها بعد قتله ، وانه ( علیه السلام ) کان یحبه ، وانه کان وکیله و قیمه على نفقات عیاله ، ... وانه کان قوی الایمان ثابت الولایة مؤثرا نفسه على نفوس إخوانه . وان الصادق (علیه السلام) ما قنع بقتل قاتله حتى اهتم بالدعاء على الامر به فأهلکه ، ولم ینقل عنه مثله أو بعضه بالنسبة إلى أحد من المقتولین من أقاربه فضلا عن غیرهم ، وغیر ذلک مما یستکشف من تلک الأخبار ویستدل بها على وثاقته وجلالته واختصاصه التام به وانه نال عرجة ولایتهم .

خاتمة المستدرک - المیرزا النوری - ج 5 ص 303.

از تمام روایاتی که ذکر شد (که سند بعضی صحیح و بعضی دیگر مؤید آن روایات صحیح می باشد) ، به دست می آید که مُعَلَّی بن خنیس از اولیای خدا و از اهل بهشت است و بعد از کشته شدنش، وارد بهشت شد؛ امام صادق علیه السلام وی را دوست داشت و وکیل امام علیه السلام و( از طرف آن حضرت) سرپرست نفقات عیال ایشان بود. ... او از نظر ایمان قوی، و بر امر ولایت استوار بود و نسبت به برادران خود ایثارگری و فداکاری می‌کرد (جان خود را به خطر می انداخت اما نام اصحاب اهل بیت علیهم السلام را نمی گفت تا جان اصحاب ایشان به خطر نیفتد)؛ امام صادق علیه السلام به کشته شدن قاتل او راضی نبود بلکه اهتمام جدی بر نفرین قاتل وی داشتند تا اینکه قاتل او هلاک شد و مانند این موضع گیری از امام صادق علیه السلام (درباره هیچ کسی) چنین نقل نشده است و از آن حضرت حتی بخشی از این موضع گیری نسبت به هیچ یک از نزدیکانشان که کشته شده بودند، نقل نشده است چه برسد به غیر نزدیکانشان. از این روایات جایگاه (رفیع) معلی فهمیده می شود و برای مورد وثوق بودن وی  و جلالت او و به همین روایات استدلال می شود و به دست می آید که او ارتباط کاملی با امام صادق علیه السلام داشت و به نهایت درجه و معراج ولایت اهل بیت علیهم السلام دست یافت.

4. صاحب معالم:

صاحب معالم روایاتی را که در مذمت معلی بن خنیس آمده نقل کرده و در پایان می‌گوید:

والذی ظهر لی أنه من أهل الجنة ، والله الموفق .

التحریر الطاووسی - الشیخ حسن صاحب المعالم - ص 571

آنچه برای من ثابت شد این است که ایشان از اهل بهشت است.

5. سید علی بروجردی:

از نظر ایشان نیز معلی بن خنیس مورد قبول است:

والحق قبول روایته لما ورد فی حقه المدح من الروایات ...

طرائف المقال - السید علی البروجردی - ج 1 ص 608

حق این است که روایت معلی بن خنیس مورد قبول است؛ زیرا در حق او روایات مدح وارد شده

6. ‌ْآیت الله خویی:

حضرت آیت الله العظمی خویی (رحمة‌ الله علیه) بعد از نقل روایات مدح در باره ایشان می‌نویسد:

والذی تحصل لنا مما تقدم أن الرجل جلیل القدر ومن خالصی شیعة أبی عبد الله ، فإن الروایات فی مدحه متضافرة ، على أن جملة منها صحاح کما مر ، وفیها التصریح بأنه کان من أهل الجنة قتله داود بن علی ، ویظهر من ذلک أنه کان خیرا فی نفسه ، ومستحقا لدخول الجنة ، .. ومقتضى ذلک أنه کان رجلا صدوقا ، إذ کیف یمکن أن یکون الکذاب مستحقا للجنة ، ویکون موردا لعنایة الصادق علیه السلام . ویؤکد ذلک شهادة الشیخ بأنه کان من السفراء الممدوحین وأنه مضى على منهاج الصادق علیه السلام .

معجم رجال الحدیث - السید الخوئی - ج 19 ص 269

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که این مرد، فردی عالی مقام و از شیعیان خالص مام صادق علیه السلام است؛ زیرا روایات فراوانی در مدح او وارد شده است. علاوه بر این که  تعدادی از روایات صحیح هستند چنانکه گذشت و در آن روایات تصریح شده است به این که او اهل بهشت است. داود بن علی او را به شهادت رساند. از این روایات به دست می‌آید که او انسان خوبی بود و استحقاق ورود به بهشت را دارا بود

مقتضای روایات این است که ایشان مردی راستگو بوده است؛ زیرا چگونه ممکن است که انسان دروغگو مستحق ورود به بهشت و مورد توجه امام صادق علیه السلام باشد. و چیزی که این مطلب را تقویت می کند،  شهادت شیخ طوسی است مبنی بر اینکه معلی از جمله سفیران (و وکیل های)  مورد مدح و ستایش بوده ، و بر راه و به روش امام صادق علیه السلام از این دنیا رفته است.

7. وحید بهبهانی به نقل از جدش:

ایشان از جدش نقل می‌کند که غالیان برخی از روایات را به ایشان نسبت داده اند و او را غالی جلوه داده اند تا این که مذاهب شان را از خطر نابودی حفظ کنند:

وقال جدی ره والذی حصل لی من التتبع التام ان جماعة من أصحاب الرجال راو الغلاة لعنهم الله نسبوا إلى جماعةأشیاء ترویجا لمذاهبهم الفاسدة کجابر والمفضل بن عمر والمعلى وأمثالهم وهم بریئون مما نسبوا إلیهم فرأوا أن یضعفوا هؤلاء کسرا لمذاهبهم الباطلة حتى لا یمکنهم الزامها باخبارهم.

تعلیقة على منهج المقال - الوحید البهبهانی - ص 338

جد من گفته است:‌ آنچه بر اساس جستجوی کامل به دست ‌آوردم، این است که ‌گروهی از اصحاب رجال عقیده دارند که غالیان (که لعنت خداوند بر آنها باد) به خاطر ترویج مذاهب فاسد شان به گروهی همانند جابر،‌ مفضل بن عمر و معلی و امثال آنها چیزهایی را نسبت داده اند در حالی که آ‌نها از این نسبت های ناروا مبرا هستند . آنها عقیده داشتند که با این نسبتها این بزرگان را تضعیف کنند  تا از شکست مذاهب باطل شان جلوگیری کند تا اینکه باطل کردن مذاهب غالیان با روایات این افراد (جلیل القدر) ، ممکن نباشد.

نتیجه این است که معلی بن خنیس از نظر علمای رجال شیعه فردی جلیل القدر و مورد وثوق بوده و روایات او کاملا مورد قبول است.

ب: رد تضعیفات نجاشی و ابن غضائری:

نکته دوم این که تضعیفات نجاشی و ابن غضائری درباره این راوی اعتبار ندارد و در رد تضعیفات آنها بزرگان علمای رجال شیعه پاسخ های نوشته اند.

1. مرحوم حاجی نوری :

ایشان در خاتمه کتاب «مستدرک» از تضعیفات نجاشی پاسخ داده است که:

اولا: قول نجاشی بر کلام شیخ مقدم نیست، چرا که قول شیخ با اخبار مستفیض و صحیح تأیید شده، از این جهت قول نجاشی اعتباری ندارد؛ به ویژه این که وی از روایت کم اطلاع بوده است:

فان النجاشی وإن کان أضبط وأتقن ویقدم قوله عند التعارض مضافا إلى تقدیم الجرح ، الا انه حیث یلاحظ قوله مع قول الشیخ مثلا من دون النظر إلى المرجحات الخارجیة ، واما فی مثل المقام الذی أید کلام الشیخ بالأخبار المستفیضة وفیها الصحاح وما فی حکمها الصریحة فی الموافقة فلا اعتبار بما فی النجاشی ، خصوصا بعدما علم من حاله من قلة اطلاعه على الأحادیث ، ...

 وبالجملة فلا یجوز رفع الید عن الخبر الصحیح وما یقرب منه بقول النجاشی مع عدم ذکره سبب الضعف.

گر چه گفتار نجاشی در علم رجال دقیق تر است و از اتقان بیشتری برخوردار است و وقتی بین نظر ایشان و نظر شیخ طوسی تعارض باشد، گفتار نجاشی مقدم است و علاوه براینها به طور کلی مذمت بر مدح  تقدم دارد ، همه اینها در صورتی است که سخن وی با کلام شیخ بدون در نظر گرفتن عوامل ترجیح (و قرینه های) خارجی سنجیده شود. اما در چنین جایی که نظر شیخ طوسی با روایات مستفیضی تایید و تقویت می شود که برخی از انها صحیح و برخی دیگر در حکم صحیح می باشند و به شیعه بودن و مورد وثوق بودن معلی تصریح دارند، دیگر کلام نجاشی اعتبار ندارد. خصوصا بعد از اینکه ما می دانیم که اطلاعات نجاشی پیرامون حدیث اندک است. و به طور کلی نمی توان به صرف گفتار نجاشی از روایت صحیح و روایتی که نزدیک به صحیح است، دست برداشت. علاوه بر اینکه وی سبب تضعیف معلی را بیان نکرده است.

ثانیا: احتمال دارد که تضعیف نجاشی برگرفته از تضعیف ابن غضائری باشد و تضعیف او اعتباری ندارد. علاوه بر این که ظاهر قول نجاشی و غضائری ناظر بر ضعف معلی از ابتدای امر است نه به خاطر روایات ذم او که در میان مردم پراکنده شده است:

 واحتمال استناده إلى ما استند إلیه الغضائری الموهون بما یأتی ، مع أن ظاهر النجاشی والغضائری ضعف المعلى من أول امره ، وانه ضعیف فی نفسه لا باعتبار ما صدر منه من الإذاعة ال

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!